ظرفیت شناسی حکمت متعالیه در باب مفهوم «بدن» در مقایسه‌ای تحلیلی با اندیشه مرلوپونتی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دبیر تحریریه نقد و نظر

2 دانشجو

3 سردبیر مجله نقد و نظر

چکیده

مرلوپونتی با پدیدارشناسی ادراک حسی، «بدن» را اصل و محور اندیشه خود قرار داد و از آن پس کارهای خوبی در خصوص بدن انجام گرفته و هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود. مقاله حاضر با روشی توصیفی_تحلیلی و مقایسه‌ای، در تلاش است ضمن توصیف دیدگاه-های مرلوپونتی و ملاصدرا،ظرفیت‌های فلسفه اسلامی در بحث بدن را مورد توجه و اشاره قرار دهد.تحقیق پیش رو به این نتیجه رسیده است که روش شهودی_برهانی ملاصدرا نه تنها دست‌آوردهای روش پدیدارشناسی مرلوپونتی در خصوص بدن را تا حد زیادی پوشش می‌دهد،بلکه آورده‌های افزون‌تری نیز دارد که نشان از عمق، گستره و توان تبیین-گری رویکرد و دیدگاه وی دارد.ملاصدرا و مرلوپونتی هر دو با بیان‌های مخصوص خود به عالِم بودن بدن، رو به سوی جهان بودن آن، فعال بودن و ساختنی بودن آن اشاره دارند؛ولی ملاصدرا برخلاف مرلوپونتی اولاً با توجه به ذاتی دانستن نفس‌مندی برای بدن توانست به بدن‌های دیگری غیر از بدن مادی مانند بدن مثالی قائل شود و ثانیاً نه تنها جهان را منحصر در جهان تجربی و پدیداری نمی‌کند،بلکه حتی آن را منحصر به و در نسبت با بدن بودن نمی‌کند و به عنوان نمونه قائل به جهان معقولی است که در نسبت با و متحد با مرتبه عقل انسان است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات